پیکار علیه آتشافروزی تهدیدکننده در خاورمیانه چشمانداز مبارزۀ رهاییبخش فلسطین چیست؟
رفقا و دوستان عزیز،
به رویداد انترناسیونالیسم زندهٔ حزب مارکسیست-لنینیست آلمان (ام.ال.پ.د) خوش آمدید.
در پی فوران جنگ میانامپریالیستی در اوکراین، جنگی دیگر در خاورمیانه درگرفته است که میتواند به آتشافروزی بزرگ و تحریک جنگ جهانی سوم تبدیل شود. تنها زمانی میتوانیم به درک رویدادهای جاری در جهان برسیم که بدانیم نظام جهانی امپریالیستی چه دگرگونیهای عمدهای را طی دهههای اخیر از سر گذرانده است. نقطهٔ آغاز، بازسازماندهی تولید سرمایهداری بینالمللی از دههٔ ۱۹۹۰ بود. سلسلهای از کشورها که در گذشته تحت ستم و وابستهٔ نومستعمره، نیمهفئودالی یا مستعمره بودند، امروز خود به کشورهای امپریالیستی تبدیل شدهاند. برای نمونه، ترکیه، قطر، عربستان سعودی یا ایران.
این امپریالیستهای جدید بسیار تجاوزکارند و برای کسب موقعیتهای جدید قدرت دستوپا میزنند. همین امر آنها را به رقابت درندهخویانه با کشورهای امپریالیستی قدیمی مانند ایالات متحدهٔ آمریکا، که همچنان جنگسالار اصلی جهان است، یا آلمان، میکشاند. اگر این کشورها را بهدرستی بهعنوان امپریالیستهای جدید شناسایی نکنیم، در مسیر اشتباه پذیرش بازوی گسترشیافتهٔ آنها ـ برای مثال، آلتدستهایی مانند حماس ـ بهعنوان نیرویی مترقی در مبارزه قرار خواهیم گرفت.
در این درگیری مشخص، حملهٔ اصلی ما به اسرائیلِ امپریالیست معطوف است. تجاوز امپریالیستی اسرائیل بهطور فزایندهای به نسلکشی علیه مردم فلسطین تبدیل شده است. این بخشی از برنامههای دولت نئوفاشیستی نتانیاهو است که فاشیستها را نیز در بر میگیرد. هدف آنها ترسیم نقشۀ جدیدی برای خاورمیانه در همپیمانی با سایر امپریالیستها، از قبیل ایالات متحدهٔ آمریکا و آلمان است. نتانیاهو در ماه سپتامبر در سازمان ملل نقشۀ جدیدی ارائه کرد که دیگر شامل هیچ سرزمین فلسطینی نمیشد. در عوض، توافقهایی با سایر رژیمهای ارتجاعی، مانند رژیم نواِمپریالیست عربستان سعودی، در برنامه بود.
از همان ابتدای سال ۲۰۱۱، خط ایدئولوژیک-سیاسی حزب مارکسیست-لنینیست آلمان اعلام میداشت:
«مبارزه با تجاوز دولت اسرائیل و ترور صهیونیستی، وظیفهٔ انترناسیونالیستی و ضدامپریالیستی جنبش انقلابی طبقهٔ کارگر است.»
(اشتفان انگل، بامداد انقلاب سوسیالیستی بینالمللی، ص ۲۳۵)
حزب مارکسیست-لنینیست آلمان در کنار مبارزهٔ رهاییبخش فلسطین میایستد و ای بسا به همین خاطر، در کنار حماس و سایر سازمانهای اسلامی-فاشیستی مانند جهاد اسلامی قرار ندارد؛ زیرا این سازمانها در کنار مبارزهٔ رهاییبخش نیستند. همکاری با آنها، متأسفانه از سوی نیروهای مترقی فلسطینی، آسیبی بزرگ به جنبش وارد کرده است. این همکاری جلوهای از سیاست «فراجبههای» است که ما آن را از اساس رد میکنیم.
میلیونها نفر در سراسر جهان به خیابانها آمدهاند. این امر، امکان اعتلای مبارزه برای رهایی ملی و اجتماعی در خاورمیانه و بحرانهای اجتماعی عمومی در کشورهای متعدد را فراهم میسازد. در این بستر، اقدامات اعتراضی و همبستگی از سوی کارگران و اتحادیههای کارگری چشمگیر است:
- اعتصاب همبستگی از سوی کارگران بارانداز فرانسه،
- ایکوت ارسال تسلیحات به اسرائیل از سوی کارگران یونان و ایتالیا،
- اعتصاب در کارخانهٔ اسلحهسازی در پادشاهی متحده،
بیانیههای ضد جنگ از سوی انجمنهای اتحادیهٔ کارگری از ایتالیا تا لهستان تا آفریقای جنوبی.
در آلمان نیز، دولت فدرال با وفاداری بیقیدوشرط خود به امپریالیسم اسرائیل و تلاش برای دیوسازی از هرگونه انتقاد به دولت اسرائیل تحت عنوان یهودستیزی، فشار بیشتری را متحمل میشود. یکی از دلایل اصلی سقوط شدید کنونی محبوبیت دولت آلمان در همین نکته نهفته است. این را باید در زمینهٔ بحران عمیق اعتماد به دولت تحلیل کرد.
حتی در داخل ائتلاف امپریالیستی اتحادیهٔ اروپا، تضادهای مهمی به چشم میخورد؛ هنگامی که، برای مثال، فرانسه، ایرلند، بلژیک یا اسپانیا اقدامات اسرائیل را به نقد میکشند. این وضعیت، برای تمام کسانی که مملو از آرمانهای انقلابیاند، بر فوریتِ اتخاذ یک دیدگاه طبقاتی پرولتاریایی روشن تأکید میکند.
باید با روش و شیوهٔ تفکر دیالکتیکی، این درگیری پیچیده را مورد ارزیابی قرار داد و هر آنچه ممکن است انجام داد تا چشمانداز سوسیالیسم راستین اعتبار نوینی یابد. موضع متفاوت حزب مارکسیست-لنینیست آلمان، با احترام عظیم در میان تودههای مردم، بهویژه کارگران، روبهرو شده است. در عین حال، اختلافات عمیقی نیز در داخل جنبش بینالمللی مارکسیستی-لنینیستی و طبقۀ کارگر، همچنین در جنبش فلسطین، دربارۀ مسیر و چشماندازهای مبارزۀ رهاییبخش فلسطین وجود دارد.
قصد ما از این رویداد، خدمت به فرایند روشنسازی و اتحاد است.
Kommentare
Kommentar veröffentlichen